گنجشک های توی دهانم ...
نویسندگی،هنر،موسیقی... 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلّی نوشت :

 ۱) سمفونی مردگان روایت زندگی خانواده ی جابر اورخانی در شهر اردبیل از سال ۱۳۱۰تا ۱۳۳۰ است .

۲) موضوع داستان سمفونی مردگان حول یک موضوع    نمی چرخد بلکه مجموعه ای است از  روایت های مختلف .

 روشنفکری ، برادرکشی ، تعصب ، خرافات ، دین، عشق 

سنت گرایی ، نخبه کشی ، طمع و حسادت

از موضوعاتی هستند که جناب معروفی در این رمان به آنها پرداخته است.

۳) این رمان ارزنده  در سال ۲۰۰۱، برنده جایزه بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ شده است.

 همچنین هفته نامه دی ولت سویس در مورد رمان سمفونی مردگان گفته است:

"قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است. "

 

تا کنون   در حدود نیم میلیون نسخه از آن به فروش رفته است و این کتاب به زبان های آلمانی – انگلیسی – ترکی استانبولی – ترکی آذری و کُردی ترجمه شده است.

 

۴) فضا سازی و شخصیت پردازی در این رمان  به قدری دقیق است که خواننده کاملا با آن احساس همذات پنداری می کند و پس از پایان رمان تا مدتها درگیر  جریانات آن می شود و در کل رمانی ست که هیچ وقت نمی توانیم فراموشش کنیم . 

 

 

پیش نوشت :  از اولین نوشته های وبلاگم معرفی چند شخصیت اصلی سمفونی مردگان بود که می توانید قسمت اول را اینجا و قسمت دوم را اینجا بخوانید .

 

 و اما سمفونی مردگان از نگاه من 

◀ روایت در سمفونی مردگان روایت خطی نیست بلکه جریان سیال ذهن است و  زمان و مکان ، مدام در حال رفت و آمد است  و این خصوصیت چنان در بطن داستان حل شده که ممکن است در ابتدا کمی گیج کننده باشد . 

 

سمفونی مردگان از پنج موومان ساخته شده که هر موومان از زبان یکی از شخصیت های داستان روایت می شود .

 

🎼  موومان به قسمتهای کوچک و کامل یک سمفونی و یا ارکستر بزرگ گفته می شود که به تنهایی آغاز و پایان دارند و حتی می توانند به طور مجزا اجرا شوند .

 به زبان ساده تر :

 هر سمفونی و یا ارکستر بزرگ از چند موومان تشکیل شده است . 

 

  آنچه در سمفونی مردگان برای خواننده  باعث شگفتی  می شود آنست که  روایت ها از زبان افراد مرده بیان می شود و ممکن است این موضوع را تا پایان  داستان هم متوجه نشویم.

  سمفونی مردگان به خاطر نوع روایتش ،  متفاوت و منحصر به فرد است و همین ویژگی باعث شده تا لایق واژه ی شاهکار باشد. 

 به شخصه معتقدم که این رمان باید بارها خوانده شود تا هر بار خواننده در لایه های عمیق تر داستان ، زیبایی ها و نکات جدیدتری کشف کند . 

 

البته ممکن است این نوع روایت خواننده را کمی گیج و سرگردان کند  ولی تکرار بعضی جملات و جریان ها ، کمک موثری در تثبیت اتفاقات در ذهن خواننده را دارد .

 

✅ موومان اول به دو قسمت تقسیم می شود و  کتاب با قسمت اول موومان یک شروع و با قسمت دوم موومان اول به پایان میرسد . 

در این موومان به نظر می رسد راوی با دو دوربین وقایع را به خواننده نشان می دهد که هر دو نزدیک به اورهان اورخانی هستند .  دوربین درونی که شامل تک گویی های اورهان است و دوربین بیرونی که مربوط به راوی سوم شخص است . 

این موومان در حالی آغاز می شود که پدر ، مادر ،پسر بزرگ خانواده  یوسف و تنها دختر خانواده مرده اند و اورهان با تشویق دوست قدیمی پدرش " ایاز پاسبان " تصمیم می گیرد آیدین را که دیوانه است به قتل برساند . 

 

✅ موومان دوم راوی سوم شخص به شخصیت اصلی داستان یعنی آیدین نزدیک می شود و خواننده با شخصیت آیدین و روزگار پیش از دیوانه شدنش و همین طور با خانواده ی اورخانی بیشتر آشنا می شود و زمان بیشتر حول روزگاری که افراد خانواده زنده بوده اند می چرخد .

✅ موومان سوم دوربین در دست سورملینا قرار دارد و  آنچه در ذهن آیدین می گذرد را در اختیار خواننده میگذارد . 

▪ اقای معروفی در مصاحبه ای در رابطه با  این موومان  می گوید : دوربینی که در این موومان کشف کردم برایم بسیار هیجان انگیز بود . 

قطعا از نظر من هم این شگفت انگیز بود که داستان از زبان سورملینای که مرده است روایت شود آنهم آنچه را که  در ذهن معشوقه اش آیدین می گذرد . 

و این عظمت عشقی ابدی را  تداعی می کند که عاشق و معشوق واقعی  ذهن همدیگر را           می خوانند . 

 

✅ اما موومان چهارم که به نظر من قدرت فوق العاده ی قلم معروفی را به خوبی نشان می داد . 

روایت به صورت تک گویی های آیدین است . 

آیدینِ دیوانه  در حالی که توسط اورهان با زنجیر به نرده های ایوان بسته شده و زیر پایش را خیس کرده است ، مونولوگ هایی دارد که هر چند به شدت آشفته هستند ولی  کاملا قابل درکند چرا که به شخصه احساس کردم این موومان که حدود یازده صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده ، فیلم کامل و فشرده ای است  از آنچه به آیدین گذشته ،  که روی دورتند  پخش می شود .  

 

✅ موومان پنجم که در اصل قسمت دوم موومان یک است دوربین باز در اختیار اورهان قرار می گیرد و این در حالی است که خواننده مطمئن شده تمام افراد خانواده و حتی در سطحی بزرگتر تمام افراد دنیا مرده اند . چرا که فضای ساخته شده در این موومان بیابانی پر از برف است که اورهان به دنبال آیدین گمشده می گردد تا بتواند او را بکشد و برای همیشه از دست او خلاص شود . 

تنها فردی که در بخشی از این موومان وارد صحنه

 می شود ، پیرمردی است که اورهان را در طویله ای پناه می دهد و چند ساعتی را با اورهان  می گذراند . پیر مرد همان عزرائیل است که بر اورهان ظاهر می شود . 

 چندین گرگ هم در این موومان اطراف اورهانند که دقیقا شبیه به خاطراتی هستند که پیش از مرگ از جلوی چشم انسانها می گذرند . 

 

🎼 دوست دارم موومان ها را از نگاه موسیقایی خودم به این صورت درنظر بگیرم و این نگاهیست مختص من و در هیچ تحلیلی در این مورد نخواندم ولی به این نگاه و کشف ایمان دارم . 

 

مقدمه ی کتاب که آیه ای است از (قرآن مجید ، سوره ی مائده ، آیه ی ۲۶) تداعیه "پیش درآمد" یک قطعه آوازی است 

بعد از آن موومان یک تا سه،  "درآمد" این قطعه

و موومان چهار :" چهارمضراب" این سمفونی بینظیر است

و در نهایت  موومان پنج که بخش دوم موومان یک است اتصالی ست  به" درآمد  ‌"

و در نهایت" فرود" داستان . 

◀ چندین کارکتر و بستر  در جریان داستان زیاد تکرار می شوند و حضورشان دائمی است  .  دوست دارم از آنها به عنوان نت های این سمفونی غم انگیز یاد کنم . 

۱) برف :

 در تمام داستان بی وقفه می بارد.

* آسمان،  برفی بر زمین گذاشته بود که سال ها بعد مردم بگویند همان سال سیاه . نیمی از مردم به سرپناه خزیده بودند ، نیمی دیگر ناچار با برف پنجه در پنجه زندگی را پیش می بردند . برف همه را وا گذاشته بود . ( موومان یک  ص ۱۱) 

 

۲) کلاغها :

حضورو صداشان  فضایی عجیب به داستان می دهد. 

کلاغهایی که به جای قار قار می گویند : " برف برف"

و انگار شهر را فتح کرده اند .

 خبر از زمستان و سرما می دهند  و در لایه های 

پنهان تر ، کلاغ کارکتری است که از داستان هابیل و قابیل باقی مانده تا در سمفونی مردگان که  روایت دیگری از برادر کشی است حضور داشته باشد .

 

* فقط از آن همه هیاهو و همهمه ، کلاغ های کاج

 مانده اند که چاق تر و پیرتر روی شاخه ها جابجا می شوند و با صدای دریده شان می گویند : برف . برف .(موومان یک ص ۱۷   ) 

 

۳) کارخانه ی پنکه سازی انگلیسی آقای  لرد :

 بستری که در جریان داستان بی وقفه کار می کند و صدای هور هورش در سمفونی مردگان جریان دارد  . هیچ اتفاقی باعث تعطیل شدن کارخانه  نمی شود .

کارخانه ی پنکه سازی در اردبیل ، موضوعی ست که  از نگاه من بسیار قابل تامل است و البته در چندین تحلیلی که از کتاب سمفونی مردگان خواندم به این موضوع توجهی نشده بود . 

در موومان آخر وقتی خاطرات  از  ذهن اورهان  می گذرند جایی به نقل قول از آیدین می گوید : 

آیدین گفت : 

* من به استاد دلخون بیش تر احترام می گذارم .

 و می گفت:   که من نمی فهمم چرا آقای لرد پنکه می سازد و چرا بخاری نمی سازد ، و چرا کارخانه ی پنکه سازی اش را در آبادان دایر نکرده است ...

 

آیا این نشانگر اوضاع درهم و خراب جامعه  آن زمان   اردبیل نیست ؟ 

قطعا همین طور است چرا که وجود کارخانه ی پنکه سازی انگلیسی در  شهری که سردسیر است و بارش برف زندگی  را مختل کرده،  چیزی جز نادیده گرفتن نیاز مردم برای زنده ماندن و تسلط کشور بیگانه نمی تواند باشد . 

هر بار بخشی از داستان را می خواندم که کارخانه با صدای هورهورش  در حال فعالیت است ، حس میکردم سرمایی چند برابر به روایت داستان تزریق می شود . 

 

* پدر ، بلاخره باد این پنکه های لرد یک روز همه ی ما را خواهد برد. ( موومان چهار ص ۲۷۲) 

 

نکته ی دیگر مربوط به زمانی است که قحطی اوج می گیرد و مردم برای تهیه ی نان دست به هر کاری 

می زنند . کارگران پنکه سازی تنها چند ساعت دست به اعتصاب می زنند و برای آنکه چرخ کارخانه نخوابد فوری به مشکل نان کارگران رسیدگی می شود . 

از آن به بعد مردمی که تا آن زمان حاضر نبودند در کارخانه انگلیسی کار کنند، برای ثبت نام هجوم

 می آورند و ظرفیت کارگران کارخانه به سرعت پر می شود . 

۴) آتش :

کارکتر دیگری است که در جریان داستان چندین ماجرای مهم را رقم می زند . 

▪آتش سوزی بزرگ در بازار ، آتش سوزی خانه ی یک پیرمرد . 

▪اتفاقات جنگ ،حضور آلمان ها و اشاره به کوره های آدم سوزی .

▪آتش زدن کتابها ، شعرها و اتاق آیدین ( یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین وقایع داستان) 

▪خودسوزی  آیدا که می توان گفت نماینده ی احساسات زنان و دختران در  جامعه ی مردسالار است که قربانی تعصبات و سنت ها می شود .

◾و اما  کشف دیگر من از این داستان  که به طور غیر مستقیم با آتش در ارتباط است : 

اورهان مغز چلچله به آیدین می دهد و باعث می شود او دیوانه شود . از آن به بعد آیدین را " سوجی" صدا 

می کنند . آیدین به معنی روشنایی ، حالا دیگر سوجی ست و 

سوجی از سوج به معنی "سوختن"  می آید و چه اسمی بهتر از این احوال و عاقبت آیدین را نشان می دهد؟ 

سوجی نماینده ی جوانان روشنفکر و نسل سوخته ای ست که به شیوه های متفاوت متوقف شده اند . 

و نکته ی جالب ترِ انتخابِ این اسم و ربط آن به موسیقی ست ؛

🎼 سوج نام گوشه ای در دستگاه همایون است . 

 

۵) شورابی :

نیز بستری است که نقش پررنگی در سمفونی مردگان دارد . 

مکانی که در بیان خاطرات و تک گویی های آیدین و اورهان  بارها تکرار می شود . 

آقای معروفی در همان مصاحبه که در ابتدای این پست  از آن یاد کردم ، از شورابی به عنوان یه مکان بینظیر یاد می کند که در اردبیل است و در هیچ جای دنیا نظیر آن پیدا نمی شود.  ویژگی خاص شورابی به خاطر امواج لطیفی است که در آن جریان دارند و باعث می شوند تمام آلودگی هایی که بر سطح آب ریخته شده ، به کنارها رانده شود و سطح آب همیشه زلال و صاف باشد . 

و در موومان آخر و صفحات پایانی اورهانی که به دنبال  سوجی بود تا پیدایش کند و به قتل برساند ، سرانجام تسلیم مرگ شده و خود را در شورابی غرق می کند . 

 

▪شاید آقای معروفی امیدوار است شورابی که نمادی از پاکی است ، جامعه را از وجود افرادی مثل  اورهان پاک کند . 

 

۶) قهوه خانه : 

بستر تاثیرگذار دیگر در رمان است . جایی که بعد از دیوانه شدن آیدین ، از مکان هایی ست که بیشتر از آن یاد می شود. 

قهوه خانه ها معمولا محل دورهمی مردم عادی جامعه هستند .

و در این رمان مکانی ست که سوجی در آنجا احساس بهتری دارد و با وجود مخالفت اورهان بیشتر به قهوه خانه می رود و روزنامه هایی که در لباس های خود جاسازی کرده در می آورد و جملاتی که از ذهنش می گذرد ، می خواند و به نظر می رسد که در حال خواندن روزنامه است . 

 

شاید سوجی دیوانه آرزوهای آیدین را در آنجا جستجو می کند . آیدینی که می توانست روشنگر و راهنمای مردم بی سواد و ناآگاه جامعه باشد . 

 

پی نوشت :

لطفا و حتما این مقاله را که به بررسی روانکاوانه ی شخصیت آیدین و اورهان از نگاه نظريات روانكاوي "زيگموند فرويد"و شاگردانش پرداخته مطالعه کنید 

(روی کلمه ی مقاله کلیک کنید)

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: کتاب
[ پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۹ ] [ 12:42 ] [ راضیه صفائیان ]
.: طراحی سایت و برنامه نویسی :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب